یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره

یسنا گلی

دست یسنا جونم آخ شد

1391/3/15 12:22
نویسنده : مامانی
2,678 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جیگمل مامان  شکلکهای جالب و متنوع آروین

باز تنبلیم گل کرد و دیر به دیر میام تا بنویسم ببخشید دیگه نفسممممممم

روز پنجشنبه بعد اینکه به وبلاگت سر زدیم من رفتم توی آشپزخونه و مشغول آماده کردن نهار شدم

 .تو هم رفتی توی اتاقت و مشغول بازی شدی بعد چند دقیقه دیدم دادت رفت هوا و داری با تمام وجود گریه میکنی92 Orange Emoticonsاصلا نفهمیدم که چه جوری خودمو بهت

رسوندم

وقتی رسیدم پیشت دیدم  باز شیطونی کردی و مثل چند دفعه قبل در راهرو را باز کردی و  میخواستی

تا من حواسم نیست بری از پله ها بالا و پایین بری که تا دیدی در داره بسته میشه زود اومدی تا درو

بگیری تا بسته نشه که دستتو بد گذاشتی و انگشت کوچیک دستت بین در و چهارچوب گیر کرده و در تقریبا بسته شده بود23 Orange Emoticons

 

بقیه در ادامه مطلب..................

 

اون لحظه انگاری دنیا روی سرم خراب شده بود23 Orange Emoticonsتو با تمام قدرت داد میزدی و اشک

میریختی  و من بغلت کرده بودم و فقط  میبوسیدمت و ناز و نوازشت میکردم و تو حتی نمیزاشتی ببینم

انگشتت چی شده.بعد یه عالمه ناز خریدن و  خواهش کردن اجازه دادی که

ببینم چی شدی و دیدم که وایییییییییییییییییییییییییییییییی خدایااااااااااا انگشتت زیر پوستت تماما خونه و کبود شده.واییییییییی خیلی وحشتناک بود

نمیدونستم باید چیکار کنم.زود به مامان جون اینا زنگیدم تا ازشون کمک بگیرم.مامان جون گفت با

روغن حیوانی ماساژش بدم و ببندمش.چون حرکت میکرد و خیالم راحت شده بود که نشکسته اما نگرانیم کم نشده بود.  این دفعه هم مثل همیشه که زود گریه کردنت تموم میشد آروم شدی و طبق معمول صبور شدی و دردو بدون غر زدن تحمل میکردی

اما اجازه ندادی که ببندمش و ماساژش بدمالهی قربونت برم که از بس حواسم پرت شد و

سرگرم تو شدم دیگه غذام یادم رفت و همش سوخت و تازه وقتی بوی سوختنی تمام خونه را گرفت

فهمیدم چی شده

خلاصه اونروز مامان جون گفت به بابایی بگیم که قبل اومدنش به خونه بیاد و غذا ببره

خداروشکر عصر خوابیدی و بعد بیدار شدنت دیدم که کبودیش کم شده و بهتر شده

خدایا ازت ممنونم که مراقب دخملم هستی و نمیزاری واسش اتفاقای بد بد بیافته.خدایا به خودت میسپارمششششششششششششش

دوست دارم جیگملمممممممممممممممممممم

شکلکهای جالب آروین

این هم چند تا عکس که از انگشتت گرفتم البته تو این عکسها دیگه تقریبا کبودیش کم شده

 

دست یسنا

 

دست یسنا

دست یسنا

 

دست یسنا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

مامان امیرناز
15 خرداد 91 12:44
الهی جانم بلا به دور باشه خانم خوشگله دقیقا حس مامانت و تو اون لحظه درک کردم ایشالا هیچوقت بد نبینی نازنینم



ممنون خاله جون
پويا
15 خرداد 91 12:57
سلام يسنا گلي جون
بميرم الهي ، ماماني بايد به خاطر اين بي دقتي تنبيه بشه
دستت بهتره ؟ خوب شده ؟
خداروشكر كه خوبي


خوب شده کاملللللللللللللللللل
نایسل
15 خرداد 91 14:00
وای الهی بمیرم یسنا جونم
وای خیلی درد داره ادم بزرگش ضعف میکنه چه برسه به بچه کوچیک
وای چیقدرم کبود شده الهی بمیرم برات



خدا نکنه خاله جون.ممنون از اینهمه محبت
نایسل
15 خرداد 91 14:00
وای مامانش واسه دخترت اسفند دود کن چشمش میخوره حتما


چشمممممممممممم
مامانی درسا
15 خرداد 91 14:13
الهی بگردم خیلی درد داره بخدا ..... من سرم اومده ..... آخی خداروشکر که واسش مشکل بدتری پیش نیومد ..... ما مامانا چکار کنیم از دست شما وروچکا


واقعا خداروشکر.
از دستش دارم روانی میشم.خیلی شر شده
مامان ساقی و محمد
15 خرداد 91 21:47
سلام.جیگرم سوخت عزیزم.خیلی درد داره.ایشاا... زود خوب میشه.
روز پدر هم برای بابای یسنا جون مبارک باشه.


ممنون خاله جوننننننننننننن
.
سارا-تارا
16 خرداد 91 7:57
آخی نازی... دخملی چقدر شیطونی تو آخه.



خاله شیطونی هام حد ندارهههههههههههههه
Windysmith
16 خرداد 91 9:27
ايشالا دستت زودِ زود خوبشه يسنا جون.


ممنوننننننننننن
مامان یسنا
16 خرداد 91 12:23
الهی بگردم. آخه چقدر شیطونی میکنی یسنا جونم؟؟


خاله شیطونی هاش تموم نداره
مامان امیر مهدی
16 خرداد 91 16:08
سلام ماشالا چه دخمل نازی دارین خدا حفظش کنه به ما هم سر بزنید


ممنون عزیزم.
چشم حتمااااااااااااااا
مامان رها
16 خرداد 91 17:49
وای خاله قربونت بشم بازم که اخ شدی
چرا مواظب نیستس چقدر هم بد جور قرمز شده
الهی فدات شم یه بوس می فرستم تا زودتر خوب بشه


خدا نکنه خاله جون.
ممنون خالههههههههه خوب شددددددددد
مامان ساینا
17 خرداد 91 17:21
وای خاله دورت بگردم. مامانیش یک قربونی چیزی؟
اسفند دود کنید براش. الهی خاله قربونت بره. دستشو ببین. مواظب خودت باش خاله جون


خاله اگه روزی بشه و یه جای بدنش زخمی نشه من تعجب میکنممممممممممم
سمانه مامان پارسا جون
17 خرداد 91 18:19
الاهیییییی
عزیز دلم ایشاا... که دیگه بلا ازت دور باشه نازنینم


ممنون خالهههههههههههههههه
مامان آرشیدا قند عسل
18 خرداد 91 2:17
عزیز خاله بلا دوره بیشتر مواظب خودت باش


چشم خاله جون
ilijoon
26 خرداد 91 16:12
پرنیا جون و مامانش
1 تیر 91 10:21
قربونت برم عزیز خاله با این ژستای قشنگت


خدا نکنه خاله جون
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد